شب زده و خاموش
این وبلاگو با تموم وجود برای همه و همه و بر اساس واقعیات نوشتم داستان ها همه واقعین
غم دوری از چشات منو اخر میکشه به خودم میگم میای بیخودی دلم خوشه بیخودی فکر میکنم یه روز از راه میرسی دوباره میبینمت توی اوج بیکسی بیخودی منتظرت لب جاده میشینم بیخودی هر ثانیه تورو از دور میبینم بیخودی دلم خوشه به دوباره دیدنت ساعتو کوک میکنم لحظه رسیدنت بیخودی حروم میشن لحظه هام به پای تو تو که دوسم نداری از خیال من برو غم دوری از چشات دلمو میلرزونه بی ستاره شدم و هیچکسی نمیدونه دو شنبه 14 مرداد 1392برچسب:, :: 22:48 :: نويسنده : ملیسا
بخشیدمت برو بخشیدمت نمون... عشقی نمیشکفه تو قلب سردمون از خاطرت ببرچشمای خیسمو چیزی نگو گلم بخشیدمت برو برو..... بخشیدمت اگه به فکر رفتنی اگه کنار من تنها تر از منی به دل نگیر اگه ک بی تحملم تنهام بذار برو بخشیدمت گلم تو میری و دوباره من از بی قراری میگذرم از شب من رد میشی و از خواب گریه میپرم نه تو به من دل میسپری نه من شبیه تو میشم چیزی نمونده از من و دستای مث اتیشم بخشیدمت برو....... دو شنبه 7 مرداد 1392برچسب:, :: 22:13 :: نويسنده : ملیسا
کاش ترازویی برای اندازه گرفتن دلتنگی ها وجود داشت انوقت باور میکردی به اندازه ی تمام دلتنگی هایم
دوستت دارم نفسم از این شکست تلخ دیگه چی میخوای؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دلم بدجور شکس مثل غروبا پرو بالم شکست وقتی تو رفتی نمیتونم بگم خیلی صبورم نمیتونم بگم خیلی صبورم از این شکست تلخ دیگه چی میخوای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تک و تنها و بیصدا شکستم
یه عمره تنها نشستم پای حرفات پر و بال تورو اینجا نبستم
|
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان
|
|||||||||||||||||
![]() |